السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
73
تفسير الميزان ( فارسي )
و بايد دانست كه امر اين آيه در سياقى كه دارد عجيب است ، اولا براى اينكه نخست مجاهدين را مقيد كرد به مجاهدين در راه خدا به اموال و انفس و سپس براى بار دوم آنان را با قيد * ( « بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ » ) * آورد و در نوبت سوم بدون هيچ قيد نام برد . و ثانيا براى اينكه در برترى دادن مجاهدين بر قاعدين نخست فرمود : اين برترى به يك درجه است و سپس فرمود به چند درجه است ، حال بايد ديد وجه اين قيدها و اختلاف درجه و درجات چيست . اما اينكه در آغاز مجاهدين را مقيد كرد به « * ( الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ) * » وجهش اين است كه زمينه گفتار ، زمينه برترى دادن جهاد بر ترك جهاد و يا بگو نشستن در خانه است و جهاد وقتى بر قعود برترى دارد كه در راه خدا باشد نه در راه هواهاى نفسانى و نيز جهاد در راه خدا به خاطر همين كه در راه خدا است وقتى ارزش دارد كه با عزيزترين و محبوبترين محبوبها بوده باشد ، يعنى با مال و از مال عزيزتر با جان باشد ، و لذا در اول گفتار فرمود : « * ( وَالْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ) * » تا حقيقت مذكور را به روشنترين وجهى بيان كرده باشد ، بطورى كه ديگر جايى براى اشتباه باقى نگذارد . سپس بعد از آنكه فرمود : * ( « فَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً . . . » ) * هر چند از آن جهت كه در بالا گفتيم ديگر احتياجى نبود آن قيدها را يعنى قيد باموالهم و انفسهم را تكرار كند ، چون قبلا آن دو قيد را آورده و آن جهت را افاده كرده بود و از آن جهت كسى دچار اشتباه نمىشد ، ليكن از آنجايى كه اين جمله چسبيده به جمله : * ( « وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى » ) * بود كلام احتياج پيدا كرد به اينكه علت آن برترى را روشن سازد و بفهماند اگر خداى تعالى مجاهدين به اموال و انفس را بر قاعدين برترى داده ، علت اين برترى دادنش همان انفاق مال و بذل جان است ، جان و مالى كه هر كسى آن را دوست مىدارد و به همين جهت در اين نوبت براى تقييد كلمه « مجاهدين » به ذكر اين سبب اكتفاء كرد و ديگر قيد « فى سبيل اللَّه » را تكرار نكرد و تنها فرمود : * ( « الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ » ) * ، و اما اينكه براى نوبت سوم فرمود : * ( « وَفَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً » ) * از آنجا كه ديگر احتياجى به ذكر آن قيدها نبود ، نه همه آنها و نه بعضى از آنها ، لذا همه را ترك كرد . و اما اينكه در نوبت دوم درجه را به صيغه جمع آورد و فرمود : * ( « دَرَجاتٍ مِنْه » ) * وجهش اين است كه در نوبت اول در مقام بيان درجه و اينكه آيا يكى است و يا متعدد است نبود ، تنها مىخواست بفرمايد : مجاهدين از حيث درجه مانند قاعدين نيستند و لذا كلمه « درجة » را منصوب آورد تا تميز باشد و بفهماند اين برترى از حيث درجه است . و اما در نوبت دوم كه